عباس اقبال آشتيانى

162

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و مخالفت خويش را با رياست اريق‌بوكا علنى كرد . اين قوريلتاى به هيچ‌وجه به شوراهاى سابق شباهت نداشت زيرا كه فقط از صاحب - منصبان چينى اردوى قوبيلاى تشكيل يافته بود و نمايندهء هيچيك از اولوس اربعهء چنگيزى در آن حضور نداشتند به همين جهت قبول رياست قوبيلاى براى ساير مغول بطيب خاطر ممكن نبود مگر اينكه او بقهر و غلبه ايشان را در قيد تبعيت خود بياورد بخصوص كه قوبيلاى خويشتن را جانشين امپراطوران سابق چين معرفى كرده و در واقع به تمدن و معارف و آداب چينى گرويده بود . عنصر مغولى يا بايد زير بار فرمان اين قاآن كه مبلغ تمدن چين شده بود نرود و يا طوعا او كرها از ياساى خشن چنگيزى دست برداشته در تحت رياست قاآن جديد خادم تمدن كهن‌سال چينى گردد . قوبيلاى قاآن مقر سلطنت خود را در شهر قديم پكينگ قرار داد و اسم آن را برگردانده خان‌باليغ يعنى مقر خان گذاشت و چون مغول از قبول فرمان او سرپيچيدند و اريق‌بوكا را به خانى شناختند براى مطيع ساختن ايشان به لشكركشى پرداخت مخصوصا قيدو خان پادشاه حدود جبال تارباگاتاى نبيرهء اوگتاى كه بواسطهء عمليات ما در قوبيلاى قاآن سلطنت از خاندان پدرش خارج شده بود و پادشاه اولوس جغتاى ( ماوراءالنهر و تركستان ) بر او شوريدند و قوبيلاى قاآن هر قدر سعى كرد كه شهر قراقروم را از اريق‌بوكا بگيرد موفق نشد ولى عاقبت بتدبير پادشاه اولوس جغتاى را با خود همدست نمود و به معيت او اريق‌بوكا را مغلوب و دستگير كرد ( 662 ) و اريق‌بوكا در حبس بود تا در سال 664 جان سپرد . بعد از غلبهء بر مخالفين قوبيلاى قاآن در مدّت بيست سال با زحمات بسيار تمام چين جنوبى را گرفت و سلسلهء سونگ را برانداخته استيلاى مغول را بر اين مملكت مسلم كرد ( 678 ) و بعدها بهند و چين و جاوه و ژاپن نيز قشون كشيد . خوانين مغول ايران يعنى برادرش هولاگو و برادرزاده‌اش ابقا خان چنان كه خواهيم ديد در تمام مدّت سلطنت قوبيلاى قاآن خود را مطيع و فرمانبردار او دانسته از تحت امر و تبعيت او سرنپيچيدند و روابط دوستانه و برادرانه هميشه بين ايشان برقرار بود و در مواقع احتياج به يكديگر كمك نيز مىدادند چنان كه در موقع فتح عراق عرب و بغداد قوبيلاى چندين دسته سپاهى به كمك هولاگو فرستاد و هولاگو نيز پس از